محمد مهدى ملايرى

169

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

داد : « اى ناپاك‌زاده ! آيا مىدانى تو كيستى و جارود كه بود ؟ جارود علجى بود فارسى در جزيرهء ابن كاوان كه از دريا گذشت و به ساحل آمد و خود را به طائفهء عبد القيس منسوب ساخت ، طائفه‌اى كه بدنام‌تر از آنها نمىشناسم ، و سپس خواهرش را به زنى به مكعبر فارسى داد و اين بالاترين شرفى بود كه به آن نائل آمد و اينها فرزندان آن زن هستند اى پسر قباد » « 1 » بحرين در اين دوران كه از آن سخن مىرود سرزمينى آباد و پهناور بوده ، زيرا چنان كه گذشت تمام سرزمينهاى جنوبى خليج فارس را تا عمان و بخشى از سرزمينهاى شرقى عربستان را هم دربر مىگرفته است . آبادانى و ثروت بحرين يكى به سبب رونق كشاورزى در بعضى مناطق آنجا بود و ديگر به سبب بندرهاى آنجا و رونق بازرگانى آنجا با هند و ديگر مراكز تجارتى ايران در خليج فارس بود . نخستين مالى كه از قلمرو ايران در زمان پيغمبر ( ص ) به مدينه رسيد مبلغى كه علاء بن الحضرمى از راه وصول اموالى كه در نامهء پيغمبر ( ص ) مشخّص شده بود جمع‌آورى كرده و به مدينه فرستاد هشتاد هزار درهم بود ، و اين نخستين مالى بود كه از قلمرو ايران به مدينه مىرسيد . نوشته‌اند كه اين بزرگترين مبلغى بود كه در حيات پيغمبر براى حضرت رسيد ، نه پيش از آن دژى نه پس از آن . به نوشتهء بلاذرى پيغمبر از آن مال مبلغى را هم به عمويش عبّاس ارزانى داشت « 2 » . در خلافت ابو بكر ذكرى از رسيدن اموالى از بحرين نيامده است . شايد بدين‌علّت كه در اين دوران آشفتگيهاى ناشى از جنگهاى ردّه كه علاء را به خود

--> ( 1 ) - طبرى ، 2 / ص 2 - 801 ( عبارت آخر اين روايت كه در عربى چنين است « فهؤلاء ولدها يابن قباذ » درست روشن نيست ، شايد در آن حذف و تحريفى روى داده باشد ) . ( 2 ) - فتوح ، ص 98 .